شیرین شیرینا
مامانی فدات
یکم از دلبریات برات بگم
از قبل یک سالگیت یاد گرفته بودی بوس میفرستادی و بوس میکردی
البته فقط لباتو میذاشتی رو لبامون نه که بوس واقعی 
دست میدادی
دس دس میکردی 
چشم و زبون و بینی و دست و پا رو بهت میگفتیم نشون میدادی
جوراباتو میاوردی پات کنم
بای بای میکردی 
میرفتی روی مبل و چراغو روشن میکردی
معنی خیلی از کلمات رو هم میفهمیدی و تا میگفتم بیا بشورم یا بریم حموم یا بریم ددر یا بریم تخت بخوابیم عکس العمل درست نشون میدادی
موبایل بابا یا مامان که زنگ میزد میاوردی برامون 
به بلزت میگفتیم دیلینگی
اسمشو که میاوردم میرفتی میاوردیش
دوست داشتی هی برات شمع روشن کنم تا فوت کنی 
کاری که خیلی علاقه داشتی توپ قل دادن به هم بود
من به شما قل میدادم ولی شما مینداختی یه ور دیگه و بلد نبودی قل بدی 
بینیت که میگرفت بدون هیچچچچ ناراحتی میذاشتی برات قطره بریزم
کاری که الان به سختی میذاری انجام بدم و کلی نق میزنی
کلماتی که بعد از یک سالگیت تا 15 ماهگیت میگفتی برات مینویسم
گفتگوی پیشرفتتو هم بعدا مینویسم 
---------------------------------------------------------------------------------------------
اَدَ = مادر
آما = ماما = مامان یا ممه
نفهمیدم آخرشم
بابا ( از همون اول درست میگفتی
)
دد = ددر
اِده = بده
آبه = آب
جیزه = جیز ( اولین بار که دستت خورد به بخاری مفهومشو فهمیدی
)
نِ = نینی
اَخه = بده
پیف پیف = ( موقع باز کردن پوشک و ...
خودتم میدونستی چکار کردی )
ایچیه = این چیه
عجیجَ = عزیزم
دودو = جوجو
آپی = توپ
دوتا لغت هم از سی دی های عموپورنگ یاد گرفته بودی و تا می دیدیش تکرار میکردی
اَته = اپل
تَ تَ = تک تک
یه حرکتی هم مامانجی یادت داده بود خیلی باحال انجام میدادی و کلی کیف میکردی
انگشتاتو از کوچیک به بزرگ میکشیدی روی لبات و میگفتی بو بو بو
هرکی میخونه امتحان کنه خیلی باحاله 
خلاصه که فدای اون شکل ماهت با این دلبریات 


شیرین شیرینا
